| » . |

--------------------
كد لينك ما :
تاریخچه تئاتر بیله سوار
بیوگرافی نویسنده
اخبار گروه رجا
نقل از سایرین
نوشته ها
نمایشنامه
خبرو فراخوان
تحقیقی و آموزشی
اعضا گروه
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
دل نوشته ای برای بولتن ( نوشته ها )
عاشيق ها و سازشان يا "اوزان لار" و "قوپوزلاری .....(موسیقی و آیین )
عاشيق ها تا به امروز، در طول قرون متمادي،هميشه با ساز و آوازخود، در زندگي مردمان اين ديار ، حضوري فعال داشته و شريك غم ها وشادي هاي آنان بوده اند واين حضور زنده نه تنهادر بالندگي زبان و ادبيات شفاهي مردم آذربايجان ، تاثير شگرفي داشته ، بلكه جزء تفكيك ناپذير فرهنگ اين سرزمين گشته است .چرا گه عاشيق ها نه فقط بازگو كننده آرزوها ، احساسات و عواطف همزبانانشان هستند بلكه فريادگروطنخواهي وعدالت طلبي هاي آنان نيز مي باشندو به همين علت است وقتي كه صداي عاشيق ، با زخمه سازسهم آوا مي شود ، ديگر در پهنه حضور آدمها كسي نيست تا به خود فكر كند و همه با آواز و ساز او ، تا بي نهايت همسفر ميشوند .
رها ازبندتن وتنهايي به ميان قرن هاي اندوه و غم و شادي ميروند و وقتي شور آواز به اوج ميرسد ، قطره اشك هايي است كه از دالان تنگ گونه ها راه به پايين پيدا مي كند:
اسبم ، سازم ، وطنم
ما چهار تنيم و يك جان
دشمن ، جانم را بگير..اما
اسبم ،سازم ، وطنم را نمي دهم
هر فرازو فرود عاشيق ها و هرمقام از دويست و چند مقام نواي عاشيق ها ، آتش به جان همگان وي اندازد و اين اندوخته اي از عشق هر عاشيق است
عاشيق هادر رسائي زندگي فرهنگي مردم نقش بسزايي داشتند .مردم
در عروسي ها و جشن ها ، داستانها و منظومه هاي عاشيق هارا با علاقه
وصف ناشدني گوش مي دادند و تآثير فراواني ميگرفتند .عموما عاشيق ها
پس از پيش در آمد كوتاهي ، آهنگي مناسب با مضمون داستان مي نواختند
وآغاز به بازگويي آن مي كردند.
در اثر صميميت عاشيق ها و صداقت آنان به مردم وآمالشان ، ضرب
المثلهايي نظير «عاشيق پدر مردم است » ، «عاشيق هر جامكان دارد» ، «
عاشيق از آن ماست» و..و..غيره به وجود آمد.
"اوزان ها" در ميان افراد قبيله ها از احتراي خاص برخوردار بودند .اين
خنياگران ، "قوپوز " بردست،ايل به ايل و اوبه به اوبه مي گشتند و نام
سرفرازان قبايل را در سروده هاي خود جاوداني مي كردند .منظومه مي
سرودند ،داستان مي گفتند ،و در عين حال به مثابه "ريش سفيد"و داناي
قوم مردم را در حل دشواري هاي زندگي ياري مي نمودند "اوزان ها " نياكان
"عاشيق " هاي كنوني بودند و نام آورترين وماهر ترين آنان " دده"ناميده
مي شدند .حماسه هاي نامبردار "دده قورقود " نيز از آثارخلاق اين "اوزان "
هاست ..
آیین و هنر نمایش :
مقدمه :
قدر مسلم بايد اذعان داشت كه در ايران باستان و نواحي مختلف آن ( از جمله آذربايجان )، آئينها و مراسم ويژه ايي در مناسبتهاي گونا گون اجرا مي شده و با كمال تاسف بسياري از آنها منسوخ شده اند و يادر نقاط دور افتاده به صورت محدود اجرا مي شوند .اين امر ضروري مي نمايد كه با تعريف آئين و شناخت انواع آن ، نگرشي دقيق و دوباره به اين مقوله انداخته و در راستاي احياي آن گام برداشته و كوشا باشيم . باشد كه با تدبر در آئين هاي سنتي و مراسم بومي و شناختن وشناساندن آن ، در گشودن معبر براي تفكر نسل حال و آينده ، سهيم باشيم .
آئين چيست ؟
منوچهر اكبرلو ، منتقد و مدرس دانشگاه در تعريف آئين چنين مي گويد :
آئين ، شكلي از معرفت است .اسطوره و آئين ، تجسم دريافت يك قوم از جهان است و نيز مي كوشد " انسان و رابطه " اورابا جهان تعريف كند .
آئين ، يك روش تعليم است .اجراي آئين ، وسيله اي براي انتقال دانش و سنن يك قوم به نسلهاي بعدي است
آئين ،براي مهار كردن هر چه بدي وبلاست از نيروهاي فراطبيعي بهره ميگيرد
آئين ، نيروهاي فراطبيعي را تقديس كرده و سپاس مي گويد .
آنگونه كه " جوزف كمپل " مي گويد ، آئينها به سه دسته تقسيم ميشوند : آئينهاي لذت ، قدرت ، وظيفه ، البته هستند آئينهايي كه تر كيبي از اين سه دسته اند .
ايران به عنوان بخشي از تمدن كهن بشري ، سرشار از آئين هاست .
آئين ونمايش:
آئينها در بسياري از موارد شالوده نمايشي دارند ، زيرا جملگي آنها تركيبي هستند كه براي " نمايش " به وجود آمده اند.چيزي كه بايد ديده يا شنيده شود .و با تماشاگراني حاضر ..تماشاگراني كه بسياري از ويژگي هاي گ مخاطب نمايش " را در خود دارند.مراسم آئيني ، متشكل است از كنشي بسار نمادين و استعاري .
اين همه را گفتيم و اكنون جايي است كه بايد بگوييم :آئين به شكل مشخص و تعريف شده اش ، جائي در صحنه تئاترندارد
از آئين مي توان اقتباس كرد . مي شود از آن الهام گرفت . آئين را مي توان دستمايه گرفت .
اما اجراي كامل يك آئين ،هر چند تماشايي و هر چند نمايشي ، اختلاط دو جنس ناهمگون است و محصول ، هيچ مقوله مشخصي نخواهد شد و نتيجه نخواهد داد.
اجراي مراسم نيايش ، اين آئين نوروزي و آن رقص بومي ، نه تنها به نمايش بومي ختم نخواهد شد بلكه هم آئين هم نمايش را غلط انداز خواهد ساخت .آئين فقط يك منبع اقتباس است .منبعي غني و پر مايه ، جز اين راه به خطا خواهيم برد .
آئين هاي نوروزي ، منبعي فوق العاده براي تئاتر ما هستند . منبعي پر انرژي
و سرشار از زندگي براي
تئاتر ما كه بسيار عبوس است و افسرده.!!!!
امير كاووس بالازاده در باره آئين هاي نوروزي و نيز ائين هاي مربوط به تغيير فصل به اين نكته اشاره مي كند كه مردم ايران از گذشته هاي خيلي دور براي تغيير فصلها ، ارزش بسيار قائل بوده اند و ائين هاي خاصي را برگزار مي كردند . ائين هاي ويژه اي براي رسيدن بهار ، تابستان ، پائيز و زمستان وجود داشت كه هر كدام مراسم خاص خود را داشتنداز دوران كهن همواره دو جشن بيش از همه جشن ها مورد توجه قرار داشت . يكي از اين دو " نوروز " و ديگري "مهرگان " بود.اهميت اين دو به اندازه اي بود كه برخي محققان ، همچون تقي زاده گمان كردندبا آمدن اهورامزدا در فرهنگ ايراني ، جشن فروردين جايگزين جشن مهرگان شده است ؛يعني معتقد بودند مهرگان در نوروز برگزار مي شده است .
وي در باره تغيير فصول و ائين هاي خاص هر فصل مي گويد :"تغيير فصلها براي مردم كهن ،معاني خاصي را در برداشته است و اين معاني همچون گذر عمر تلقي مي شده . بهار با تولد ،تابستان با جواني ،پائيز با كهنسالي و زمستان با مرگ قرين بوده است به اين ترتيب مي توان به اهمييت نوروز پي برد . گمان بر اين بوده است كهبا نوشدن جهان همه چيز نو ميشود و اين نوزايي عالم با نوزايي انسان در ارتباط بوده است . از همين رو تمام آئينهاييكه با بركت و باروري مرتبط بوده اند پيش از نوروز اجرا مي شده اند. از جمله آنها سبز كردن هفت دانه گياهي در هفت سيني بود كه بعدها به " هفت سين" كه نماد بركت است ، تبديل شده است يكي از مراسمي كه جنبه نمايشي داشته " نوروزي خواني " است كه پيش از نوروز اجرا مي شده ، در مراسم " نوروزي خواني "نوروزي خوانها در تمام ايران راه مي افتادند و نغمه هاي آمدن نوروز را سر مي دادند كه اشعار آنها امروزه در چندين كتاب منتشر شده است .از آئين هاي ديگري كه اجرا مي شده ، ظاهرشدن " سياه " در خيابنهاي شهر با صورت سياهولباس رنارنگ بود كه مژده امدن نوروز را مي دادند و بطور كلي ائين شادماني است .ائين ديگري كه جنبه نمايش داشته و در ايران اجرا مي شده آئين " ميرنوروزي" است كه ريشه در مراسم كهني داردو آنهم نماد باروري بوده است . در اين مراسم شاه پير را مي كشتند وشاه جوان بر تخت مي نشاندند كه نماد پايان زمستان و آمدن بهار بوده است و..................
تکم خوانها ، پيش قراولان نوروز در آذربايجان واشعارشان
تکم خوانها ، پيش قراولان نوروز در آذربايجان
تکم خواني آييني است که همواره در خطه آذربايجان به عنوان آييني ماندگار و منحصر به فرد در زمينه عيد باستاني نوروز در اين گوشه از ايران زمين مورد توجه مردم بوده و با روش مخصوص خود ، در بين دو چهارشنبه آخر سال توسط تکم گردانها به اجرا در مي آيد.
وقتي صداي تکم و تکم چي ها با زبان شيرين و آهنگين در شهر و روستا مي پيچيد ، به مردم نويد آمدن بهار را مي دهد. تکم يک عروسک چوبي سنتي است. واژه تکم Takam از دو بخش "تکه" و "م" تشکيل شده است. تکه در زبان ترکي به معني بز نر قوي هيکل که هميشه در راس گله حرکت مي کند و گله را به چراگاه و محلهاي معين هدايت مي کند و "م" ضمير ملکي دوم شخص مفرد است و تکم در واقع به معني "بز نرمن" است.
به کسي که تکم را مي رقصاند "تکم چي" مي گويند که اشعار مخصوص تکم را با آهنگي خاص مي خواند.
تکه به معني بز نر پيش قراول است. اگر غير از اين باشد به آن کچي مي گويند که به معني بز است. تکم يک عروسک چوبي است که به قطر حدود 4 سانتيمتر ، طول 25 و عرض 12 الي 15 ساخته مي شود و آن را آزين مي کنند. اين عروسک خاص مراسم نوروز است.
آيين تکم (تکم خواني و تکم گرداني) عمري دراز در خطه آذربايجان دارد و متاسفانه مثل اکثر آيين هاي اصيل در حال فراموشي است. منشاء آن ، محل پيدايش و روند تکاملي آن در هزار توي تاريخ گم شده است و تلاش ما بر اين است که شواهدي را پيدا کنيم و در کنار هم بچينيم تا به اين فرهنگ و سنت قديمي هويت بدهيم.
تکم به خودي خود شايد فاقد ارزش باشد ولي افرادي که به آنها تکم خوان و يا تکم گردان مي گويند با خواندن اشعار متناسب با عيد و زندگي روزمره مردم به آن هويت خاصي داده اند. تکم خوان ها معمولا از کوهستانها مي آيند و اشعاري را درباره نوروز ، زايش و نوزايش مي خوانند و علامت مشخصه آنها نيز همين بز تزيين شده و تکم است.
بز در تاريخ خاورميانه و در تاريخ ايران زمين در اکثر داستانها آمده و يکي از اساسي ترين مولفه هاي اسطوره اي و به معني برکت و زايش است و بر اساس تصاوير به دست آمده از دل غارها ، در دوران قبل از شهر نشيني هم اهميت آن شناسايي شده بوده است.
انسان عهد باستان براي رسيدن به پاسخها و غلبه بر ترس خود هميشه در ارتباط با اسطوره ها آيين هايي را انجام مي داده که آيين تکم خواني نيز يکي از اشکال نمايشي آن در منطقه آذربايجان محسوب مي شود.
تکم خواني يک نمايش عروسکي و يکي از شاخه هاي فرهنگ شفاهي ما است که اگر ناديده گرفته شود به معني ناديده گرفتن و پشت سر گذاشتن ميراث فرهنگي خود ماست و نخستين نتيجه آن اين خواهد بود که نسل آينده جايي پاي محکمي براي گذاشتن نخواهد داشت.
معمولاً آيين هاي نمايشي از جوامع کشاورزي نشأت مي گيرند و به همين علت بسيار با طبيعت همگون بوده و با صفا هستند.
آيين تکم خواني هم که از جامعه روستايي و کشاورزي خطه آذربايجان سرچشمه گرفته ، متاسفانه با پيشرفت علم و تکنولوژي ، صنعتي شدن و گسترش شهرنشيني و در نهايت به علت فراهم نبودن بستر ارايه آن عقب نشيني کرده و در حال فراموشي است.
تکم گردانان مثل کساني هستند که در دوره هخامنشيان دعا مي کردند و از پادشاه هدايايي مي گرفتند. تکم گردانان که مژده بهار را مي دهند و مژدگاني مي گيرند و به اين مژدگاني ”پاي“ يا سهم مي گويند و گرفتن آن را حق خودشان مي دانند.
آيين تکم گرداني با ارزش گذاري مجدد ، بازشناسي و کاربردي کردن آن قابل احيا و گسترش است ولي لازمه اين امر آن است که متصديان امر فرهنگ احياي آن را براي خود وظيفه دانسته و فقط در روزهاي نوروز به فکر احيا و استفاده از اين آيين نيفتند.
اين عروسک شادي بخش مي تواند همراه با شادي ها و غصه هايمان و با نگاهمان با جامعه همراه شده و ما را ياري کند. وقتي فرزندان ما تکم را نبينند و صداي پاي چوبي آن را نشنوند و آن متلک هايي را که تکم گردانان مي گويند ، نشنوند ، گنجينه خاطراتشان پر نخواهد شد و انتظار ما از فرزندانمان براي مقابله با ساير فرهنگها راه به دور از واقعيت هاي موجود خواهد بود.
آزين بندي تکم:
تکم عروسکي است چوبين که روي آنرا با مخمل يا پارچه هائي به رنگ قرمز مي پوشانند و روي اين پارچه را با پولک ، زنگوله ، سکه و نيز پارچه هاي الوان و حتي آئينه تزيين مي کنند.
تکم با قطعات پارچه اي رنگي آزين بندي شده مانند گلهاي بهاري است که هر رنگ و گل اين تکم معناي خاص خود را دارد. رنگ سرخ به معني شادي و نشاط است. اين رنگ در فرهنگ آذربايجان خيلي مورد استفاده قرار مي گيرد و به طوري که حتي لباس عروسهاي اين خطه در سالهاي نه چندان دور سرخ رنگ بوده است.
گاهي تکم برخي از تکم چي ها به جاي بز شتر است و شعرهايشان نيز با همين تغيير شکل تکم عوض مي شود مثلاً:
آق دوه نون گوزلري /
يره گيرمز ديزلري
بو ايامين قيزلاري /
کبين کسر اوزلري
پس تکمچي ها گاهي به جاي بز ، از شتر نيز استفاده مي کردند. چون اينها همه از نشانه هاي زندگي در طبيعت است و هر کدام از اين حيوانات نيز به عنوان سمبلي از زندگي محسوب مي شوند.
اشعار تکم خواني:
مهمترين بخش آيين تکم گرداني خواندن اشعار آن است. نمايش هاي آييني ساختار نمايشي محکمي ندارند و ساختار نمايشي آنها بسيار ساده ، صميمي و روان بوده و بيشتر بيانگر مفاهيم انساني عصر خودشان است. اين نمايش ها به احتمال زياد ادامه همان سرودهاي ايران باستان هستند که مربوط به دوره هخامنشيان و قبل از آن است که به مرور زمان با تغيير شکل به ما رسيده است.
اشعار تکم خواني از نظر ساختاري جزو ترانه هاي عاميانه محسوب مي شود. اوزان و هارموني آن با توجه به نياز و مقتضيات زمان جابجا و عوض مي شود و هر تکمچي يا تکم گردان با آزادي کامل اشعار اين آيين را عوض کند.
در اشعار تکم خواني گاهي اشعار مذهبي نيز به چشم مي خورد. اين اشعار بر اساس مستندات موجود از زمان صفويه که بنيانگذار شعيه در ايران هستند وارد اين آيين شده و اغلب در سالهايي که ايام نوروز با مناسبتهاي مذهبي همزمان مي شود از اين اشعار مذهبي استفاده مي شود.
تکمگردانها اين گونه آواز سرميدهند:
بو تکه اويون ائدر
قوردونان قول بويون ائدر
يئغار ايرانئن دويوسون
چه پيشينين تويون ائدر
ترجمه: / اين بز نر بازي ميکند / با گرگ همراهي ميکند / و دست برگردن او مياندازد / محصول برنج کل
ايران را جمعآوري ميکند / و براي بزغالهاش جشن عروسي به پا ميکند/
*****
بو تکه آختاتکه
بويونوندا وار نوختا تکه
گاه قول اولار ساتئلار
گاهدا چئخار تاختاتکه
ترجمه: / اين بز نر ، بز نر اخته است / طنابي بر گردنش بسته شده است / گاه غلام و برده ميشود و به فروش ميرسد / و گاه پادشاه ميشود و بر تخت سلطنت تکيه ميدهد /
*****
جناب جبرئيل نامه گتوردي
گتور جگين پيمبره يتوردي
مبارک قوللارين گويه گوتوردي
سيزون بوتازه بايراموز مبارک
آيوز ، ايلوز ، هفتوز ، گونوز مبارک
ترجمه: جناب جبرائيل نامه آورد / به محض آوردن به پيامبر رسانيد / پيغمبر هم دستهايش را بر آسمان برداشت که / اين عيد تازه تان مبارک باشد / ماهتان ، سالتان ، هفته تان ، روزتان مبارک باد /
*****
اميرالمومنين تخته چخاجاق
يزيدون بوينونا نوخدا وراجاق
شيرين شربت سو يرينه آخاجاق
سيزون بوتازه بايراموز مبارک
آيوز ، ايلوز ، هفتوز ، گونوز مبارک
ترجمه: حضرت اميرالمومنين ، به تخت ولايت خواهد نشست / و برگردن يزيد افسار خواهد بست / و به جاي آب در رودها شربتهاي شيرين جاري خواهد شد / اين عيد تازه تان مبارک باشد / ماهتان ، سالتان ، هفته تان ، روزتان مبارک باد /
*****
بيزيم يرده يومورتاني يويارلار
انوني دونوب يددي رنگه بويارلار
يددي سينده تحويل اوسته قويارلار
سيزون بوتازه بايراموز مبارک
آيوز ، ايلوز ، هفتوز گونوز مبارک
ترجمه: / در محل ما تخم مرغ را مي شويند / و آنرا به هفت رنگ مي آرايند / و هر هفت تا را در سفره عيد مي گذارند / اين عيد تازه تان مبارک باشد / ماهتان ، سالتان ، هفته تان ، روزتان مبارک باد /
*****
بيزيم يرده قوهون قارپوز اکرلر
اوني تامام شهرلره توکرلر
تزه ايلين چوخ حسرتين چکرلر
سيزون بوتازه بايراموز مبارک
آيوز ، ايلوز ، هفتوز ، گونوز مبارک
ترجمه: در محل ما خربزه و هندوانه مي کارند / آنها را به تمام شهرها مي فرستند / حسرت فرا رسيدن سال نو را مي کشند / اين عيد تازه تان مبارک باشد / ماهتان ، سالتان ، هفته تان ، روزتان مبارک باد /
*****
تکم گئتدي مرنده
تاماشادي گلنده
کول تکمون باشينا
قايناناسي بيلنده
ترجمه: / تکم رفته به مرند / برگشتنش تماشايي است / خاک بر سر تکم / اگر مادر زنش آگاه شود /
*****
آغ دَه وَه نين گوزلري يئره گلمز ديزلري
بو ايامين قيزلاري کبينين کسراوزلري
ترجمه: / چشمان شتر سفيد / زانوهايشان به زمين نمي آيد / دختران امروزي / عقدشان را خودشان مي بندند/
پاداش تکم چي:
تکمچي به در هر خانه اي که مي رود و شعر مي خواند ، صاحب خانه به تناسب وضعيت مالي و امکانات خود چيزي به عنوان شاباش ، خلعت و انعام به او مي دهد. البته تکمچي نيز لزوم دادن انعام را همراه با شعر ياد آور مي شود:
آي تکمين کندي وار
کمندي وار کندي وار
هر قاپودا اويناسا
بير نلبکي قندي وار
ترجمه: / تکم ده دارد / کمند دارد و ده دارد / جلوي هر دري برقصد / يک نعلبکي قند پاداش دارد/
تکم اولدي ايپين گتير آي خانم
چاتديغجان يوکين گتير آي خانم
کسمه پائين بوتون گتير آي خانم
ترجمه: تکم مي ميرد طنابش را بياوريد خانم جان / تا زورتان مي رسد بارش را بياوريد خانم جان / سهمش را کم نکنيد و کامل بياوريد خانم جان /
زمان اجراي آيين تکم خواني:
تکم آييني است که چند روز مانده به چهارشنبه سوري اجرا مي شود. بر اساس رسمي ديرين در خطه آذربايجان در اسفندماه هر هفته جشني براي استقبال از بهار بر پا مي شود و معمولا مردم اين جشنها را از اولين چهارشنبه اسفند معروف به ”يالانچي چرشنبه“ (چهارشنبه دروغکي) شروع مي کنند.
دومين چهارشنبه که به ”خبرچي“ است ، سومين چهارشنبه نيز ”کول چرشنبه“ (چهارشنبه خاکستري) و چهارمين چهارشنبه نيز ”گول چرشنبه“ (چهارشنبه گل) گفته مي شود.
تکمچي ها و تکم گردانان در بين دو چهارشنبه آخر يعني کول چرشنبه و گول چرشنبه مي آيند و اشعارشان را خوانده و مژدگاني آمدن عيد و فرا رسيدن نوروز را مي گيرند.ک4
فعلا به همين كوتاه بسنده مي كنيم تا شايد دوستان ديگر كار كنكاش بيشتر در اين مورد را ادامه دهند به اميد آنروز
احمد مسرت
لينك ثابت ![]()
..: آخرين ارسال ها :..
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by
a-masarrat.Blogfa.com
This Template Designed By Ali
Kouroshfar and 2Temp For Blogfa
www.TakTemp.com -
www.2Temp.com -
www.iroom.ir
