افسانه ها و هويت جمعي

که افسانه ها نشانگر احساسات عواطف و اندیشه های یک ملت است.
جهان بینی، روانشناسی و اندیشه تودۀ مردم درباره فلسفه، دین و نهادهای اجتماعی همه و همه در افسانه ها نهفته است و گذشته از آن این افسانه ها هستند که هنجارها و ناهنجاریها را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده و کم کم نیک پنداری و نیک کرداری را در وجودمان نهادینه می کنند.
و البته افسا نه هایی که در بستر زمان توسط نیاکان ما نقل شده اند هر کدام با منظوری و کاربردی شکل یافته اند که در این نوشته کوتاه به بعضی از آنها اشاره می کنم.
....
1- افسانه های اساطیری) اینگونه افسانه ها برای پرورش باورهای دینی ایجاد شده اند دراین افسانه ها معمولاً نیروهای شرّ در مقابل نیروهای خیر قرار می گیرند و معمولاً این نیروهای شرّ هستند که شکست می خورند مانند افسانه سیاوش که چون پاک است و پاکی ماندگار است بر پلیدی پیروز می شود و آتش او را نمی سوزاند.
2- افسانه های حماسی) هر ملتی برای خود شخصیت های حماسی دارد که این شخصیتها
در حقیقت سمبل ظلم ستیزی، عدالت دوستی، وطن پرستی و یاریگری مظلوم و غیره می باشد
مثلاً ملت ترک یک شخصیت حماسی دارند به اسم "کوراوغلو" که شخصیتی وارسته عاشق ظلم ستیز و قهرمان می باشد.
3- افسان های مناسبتی) افسا نه هایی که برای حفظ و گرامی داشت مناسبت های ملی ساخته شده اند مانند افسانه "عمو نوروز" که سالی یک بار می آید و پیرزنی سفره هفت سینی می چیند و منتظر او می شود تا بیاید و او را با خود ببرد اما موقع تحویل سال پیرزن خوابش می برد و "عمو نوروز" می آید و بدون آنکه پیرزن او را ببیند بر می گردد و می گویند اگر یک سال پیرزن خوابش نبرد و "عمو نوروز" را ببیند دنیا به آخر خواهد رسید.
4- افسانه های جانوری) شخصیت این گونه افسا نه ها حیوانات هستند که برای گوشزد کردن مخاطرات زندگی و یاددادن روشهای زندگی درست شده اند مانند افسانه بز زنگوله و غیره.
5- افسا نه های زنجیره ای) در اینگونه افسانه ها به روابط علت و معلولی پدیده های جهانمان پی می بریم و یاد می گیریم که کدام پدیده چه تأثیری روی پدیده دیگر دارد مانند افسانه بیدلی بیدان در ترکی، یا افسانه گنجشکی که پنبه دانه پیدا می کند و یا قصه مشهور دویدم و دویدم...
6- افسانه های پریانی یا روانشناختی) که برای گشودن گره های روانی کودکان و بزرگسالان ایجاد شده اند و گاهاً حتی جنبه های درمانی دارند که در روانشناسی از آن تحت عنوان پیسکو درام یا داستان درمانی یاد می شود.
7- افسا نه های جبرانی) ذاینگونه افسانه ها در مقاطع خاصی از تاریخ شکل گرفته اند و علت شکل گیری شان هم جبران فشارهای دنیای واقعی بر روی کودکان بوده است مثلاً زمانی که بچه ها گرسنگی می کشیدند معمولاً در اینگونه افسا نه ها شخصیت داستان در انتها به کاخی می رسید که پر از غذاهای خوشمزه بود و اینگونه داستانها امید به زندگی را در دل بچه ها تقویت می کرد.
8- افسا نه های معیشتی) کاربرد این نوع افسا نه ها یادآوری رنجهای مردم بود که مبادا مردم به رنجهای خود عادت کنند و تصور نمایند که و ضعیتی که در آن واقع شده اند همان وضعیتی است که باید باشد و مبادا از فکر علاج غافل شوند.
9- افسا نه های عدالتی) که برای یادآوری ستم فرادستان به فرودستان بوجود آمده اند و به این دلیل که مردم همیشه نیاز به عدالت را جزء لاینفک زندگی خود بدانند.
10- افسانه های تربیتی) اینگونه افسانه ها جهت دادن پند و اندرز ساخته می شوند که در آنها هزاران نکته حکمت آموز و پر اندرز و نصیحت نهفته است مانند قصه مشهور آن پدری که می خواست اهمیت وحدت را به فرزندانش بیاموزد و به همین خاطر به فرزندانش ترکه ای داد و گفت آنها را بشکنید و فرزندان به راحتی آنرا شکستند اما وقتی دسته ای از ترکه ها را داد و فرزندان قادر به شکستن آنها نشوند گفت که شما نیز مانند این شاخه ها هستید اگر تنها باشید خواهید شکست ولی اگر با هم باشید کسی نمی تواند شما را بشکند.
11- افسا نه های رقابتی) در این افسا نه ها معمولاً دو یا چند نفر سر چیزی به رقابت می پردازند و هدف از این افسا نه ها آموزش جوانمردی و رعایت قاعده بازی و گذشت و ایثار و غیره می باشد و معمولاً آن کس قهرمان داستان است که در رقابت جوانمرد باشد.
12- افسا نه های شخصیتی) در این افسانه ها آرزوها، آمال و اندیشه های نیک باورانه یک مـردم در وجـود یـک شخـصیت دیـده مـی شود و در حقیقت این شخصیت آرمان فرهنگی یک
ملت است و باز مانند "کور اوغلو" در افسا نه های ترکی...
13- افسا نه های سحرآمیز) این نوع افسانه ها از کهن ترین نوع افسانه ها هستند که ضمن داشتن تعالیم اخلاقی فراوان ما را با اندیشه ها ی نیاکانمان آشنا می سازد.
14- افسانه های طنز) در این نوع افسانه ها معمولاً شخصیت های قهرمان شخصیت های عاقل و زیرکی هستند که در مقابل شخصیت های ضد قهرمان که معمولاً کودن و بی عقل و شکم پرست و شهوت ران هستند به پیروزی می رسند مانند شخصیت جیتدان در افسانه های آذری که به دیو می گوید اگر می خواهی دستت به من برسد سرت را ببر و زیر پایت بگذار تا مرا بگیری و دید شکم پرست بد سرشت که از عقل خود استفاده نمی کند همین کار را کرده و خود را به دست خویش به هلاکت می رساند. یا مانند شخصیت کچل در افسانه های ترکی که با استفاده از عقل خود شاه و ارباب را در مخمصه می اندازد و در نهایت پیروز شده و همراه مادر پیرش زندگی خوبی را می آغازد.
و البته انواع ديگري از افسانه ها هم وجود دارد که جا دارد براي حفظ و بقاي آنها کوشيد. افسانه ها هويت يک ملت را نشان مي دهند هويتي که براي هر جواني لازم است که بداند متعلق به کدام ملت است و با کدام خصوصيات، کدام يک از آن ويژگي ها را بايد حفظ کرد و کدام را بايد دور انداخت... و به قول "ميلان کوندرا" براي دستيابي به هويت جمعي بايد مشترکات خويش را شناخت و بر آن آويخت(نقل از وبلاگ محمد سیمزاری )
احمد مسرت